مطلب راجب یک فرد نگون بختی بود که ماشین اش را می دزدند ، پس از مدتی این طرف و آن طرف رفتن و به این در و آن در زدن و این کلانتری آن کلانتری رفتن و ... بلاخره ماشین این بنده ی خدا را پیدا کرده و به پارکینگ می برند ، تا اینجای ماجرا که همه چی آروم می باشد و من چقدر خوشحالم !

اما از این جا به بعد ماجرا به گونه ای تغییر کرد که تعجب من را برانگیخت ، راهنمایی و رانندگی محترم به ایشان گفته که ای مال باخته ی عزیز ، اگر ماشینت را می خواهی ابتدا تشریف ببر و خلافی ماشین را صفر بنما ، ایشان که خلافی را استعلام می نمایند ملاحظه می کنند که ای بابا ، همه ی این سرعت ها و سبقت ها و ویراژ ها که گندش در استعلام درآمده مربوط به این چند روزی می باشد که دزد محترم از این وسیله استفاده کرده .

مال باخته ی بیچاره قضیه را به راهنمایی و رانندگی توضیح می دهد و همه ی شواهد و مستندات اثبات می کردند که مال باخته ی قصه ی ما بی تقصیر است .

و اما تصمیم خردمندانه ی پلیس :

ای مال باخته ی بدبخت این به ما مربوط نمی شود ، شما خلاف ماشین را صفر بنما بعدا که دزد ها را پیدا کردیم ، تشریف ببر از ایشان پولت را بگیر وگرنه ماشین در پارکینگ می ماند !!!!!!!!!

و اینک تحلیل این جانب برای موارد مشابه :

+ آقا دزده با ماشین شما زده به اماکن عمومی آسیب رسونده ، شما خسارتش را بده بعدا خودت با دزده حساب کن

+ آقا دزده در حین فرار چند نفر رو زیر گرفته که یک نفر نقص عضو ، یک نفر قطع نخا و یک نفر هم کشته داده ، بی زحمت دیه ی آنها را پرداخت کن و تشریف ببر پای دار ، حالا بعدا دزده پیدا می شود جانت را از ایشاه می ستانی .

+ کشته مرده ی این قانون بی درز هستم که مو که سهل است الکترون نیز از آن عبور نمی کند .